محمد باقر شريعتى سبزوارى

249

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

كه دارد نيازمند است كه پاره‌اى از احتياجات طبيعى خود را با ميانجى شدن انديشه و اراده و ميل و لذت رفع كند بر خلاف نبات ، كه وضع ساختمان وجودىاش طورى است كه نيازمند به ميانجى شدن اين امور نيست . اكنون اضافه مىكنيم كه دقت و مطالعه در حال حيوانات اين معنى را مىرساند كه به موازات هر يك از آن احتياجات طبيعى ، كه نيازمند به وساطت امور نفسانى مزبور است ؛ در دستگاه نفسانى وى ميل‌ها و غرايزى تعبيه شده كه حيوان را به طرف رفع نيازمندى طبيعت رهبرى مىكند ؛ مثلًا حيوان براى رشد و نمو به مواد غذايى احتياج دارد كه از خارج بايد تهيه شود ؛ به موازات اين احتياج طبيعى ميل به غذا و لذت از خوردن آن در دستگاه نفسانى وى هست و آن تمايل است كه هيجان آميخته به لذتى در حيوان ايجاد مىكند و حيوان براى ارضاى آن تمايل ، به جانب غذا حركت مىكند و آن را در اختيار دستگاه هضم قرار مىدهد و يا آن‌كه در دستگاه طبيعت وى جهاز ديگرى است به نام جهاز تناسل و اين جهاز ، بقاى نوع حيوان را تأمين مىكند ؛ به موازات اين جهاز طبيعى در دستگاه نفسانيات حيوان غريزه و تمايل مخصوصى هست به نام « غريزهء جنسى و ميل جنسى » ، اين تمايل در موقعى كه جهازات طبيعى آمادهء انجام دادن وظيفهء خود براى بقاى نوع است هيجانى در حيوان پديد مىآورد و حيوان براى آن‌كه آن تمايل را ارضا و آن هيجان را تسكين دهد به دنبال عملى كه اين نتيجه را مىدهد مىرود . خلاصه اين‌كه به موازات احتياجات طبيعت حيوانى يك سلسله تمايلات و غرايز مخصوص در وجود حيوان است كه وجود آن احتياجات را اعلام و حيوان را وادار به تكاپو و جنبش مىنمايد . البته نمىخواهيم مدعى شويم كه تمام تمايلاتى كه در وجود حيوان و بالاخص انسان است به ازاى يكى از احتياجات طبيعى است ، زيرا تمايلاتى در وجود انسان هست كه مبناى طبيعى نمىتوان براى آن‌ها پيدا كرد و آن تمايلات نمايندهء يك احتياجات وجودى ديگرى در انسان است علاوه بر احتياجات طبيعى ، و هم در مقام بيان اين جهت نيستيم كه از تمايلات زيادى كه در وجود حيوان هست كدام‌يك از آن‌ها اصلى و كدام‌يك فرعى است و اساس تمايلات حيوان و بالاخص انسان چيست ؟ و شايد در اين مقاله جايى برسد كه در اطراف اين دو قسمت ، كه از مهمات مسائل علم النفسى و فلسفى است ، بحث